۱۵ نتیجه برای عیدی
ژیلا عابد سعیدی، مصیب مظفری،
دوره ۱۸، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: توانمند سازی شامل روش هایی است که قابلیت کارکنان را در جهت بهره وری سازمان و نیروی انسانی توسعه می دهند. بنابراین نقش سازمان ایجاد زمینه برای اقدامات توانمندساز است. هدف این پژوهش مطالعه جو توانمندسازی در مراکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی بوده است. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی کل کارکنان مراکز یزد، اردبیل، ارومیه، ایلام، مازندران و بوشهر و نیمی از شاغلین مراکز خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان، اصفهان و تهران(۱۵۷۶ نفر) مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مطالعه، پرسشنامه تعدیل شده جو توانمندسازی اسکات و ژافه شامل ۳۸ گویه و ۱۰ مؤلفه با مقیاس ۴ رتبه ای لیکرت بود که پس از تأیید اعتبار محتوی، همبستگی درونی(۵/۸۱/.=α) و ثبات آن(۴/۹۱%=r) با استفاده از روش پیش آزمون- پس آزمون تأیید شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تی یک نمونه ای و آنالیز واریانس یک طرفه تحلیل شدند. یافته های پژوهش: میانگین امتیاز کل جو توانمندسازی(۱۷/.±۳۵/۲) و مؤلفه های آن کمتر از میانگین مورد قبول(۸/۲) و به جز مؤلفه رفتار عادلانه که ضعیف(۷۹/۱) ارزیابی شد، سایر مؤلفه ها متوسط ارزیابی شد. مؤلفه وضوح هدف دارای بیشترین میانگین بود. میانگین امتیاز کل بر حسب شیفت، گروه شغلی، رشته، وضعیت استخدام و جنس دارای تفاوت معنی دار بود. میانگین امتیاز کل تا ۴۴ سالگی و نیز همراه با افزایش سنوات خدمت، دارای روند افزایشی بوده است. بحث و نتیجه گیری: جو توانمندسازی مراکزدر حد متوسط قرار دارد. نیاز است به مواردی چون عدالت در پرداخت، بهبود نظام ارزشیابی و پاداش، بهبود اطلاع رسانی، آموزش ضمن خدمت، کارتیمی، و توسعۀ سایر اقدامات توانمندساز توجه شود.
الهه زلقی، غلامرضا گودرزی، سحر گراوندی، محمد جواد محمدی، مهدی وثوقی نیری، اسماعیل ویسی، حمید رضا گلپایگانی، سعید سعیدی مهر،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده
مقدمه : ذرات معلق به عنوان شاخه ای از مواد آلاینده دارای تنوع و پیچیدگی بسیار زیادی هستند. طبق مطالعات ثابت شده است که مواجه با ذرات در سایز های مختلف باعث افزایش خطر بیماریهای قلبی و مشکلات تنفسی و ریوی می شود . شهر تبریز به عنوان مرکز استان آذربایجان شرقی در حال حاضر یکی از پرجمعیت ترین و آلوده ترین شهرهای ایران به شمار می رود، هدف از این تحقیق برآورد بیماری های قلبی و تنفسی منتسب به آلاینده PM۱۰ در سال ۱۳۹۰ است.
روش کار : برای نمونه برداری از کل شهر تبریز ۴ ایستگاه از نقاط مختلف شهر انتخاب گردید . غلظت آلاینده PM۱۰ در سال ۱۳۹۰ با استفاده از دستگاه گریم (GRIMM ) اندازه گیری گردید. همچنین پارامترهای دما و فشار از طریق اطلاعات سازمان هواشناسی تبریز جمع آوری گردید. . در مرحله بعد این داده ها توسط نرم افزار Excelبا انجام مراحل تصحیح دما و فشار، برنامه نویسی، پردازش (میانگین) و فیلتر کردن پردازش گردید و داده های پردازش شده توسط Excel به مدل کامپیوتری(Air Quality Health Impact Assessment) Air Q۲,۲.۳ داده شد. این مدل شامل چهار اسکرین ورودی ( Supplier، AQ data، Location، Parameter ) و دو اسکرین خروجی ( Table، Graph ) میباشد.
یافته ها : نتایج نمونه برداری نشان داد که بیشترین غلظت PM۱۰ مربوط به ایستگاه میدان نماز با غلظت ۹۵/۸۷ میکروگرم بر متر مکعب و کمترین غلظت مربوط به ایستگاه باغشمال با غلظت ۳۳/۷۸ میکروگرم بر متر مکعب بوده است. متوسط سالیانه، متوسط تابستان، متوسط زمستان و صدک ۹۸ این آلاینده در شهر تبریز به ترتیب برابر با ۱۳/۸۳، ۰۶/۹۰، ۹۳/۷۵و ۷۸/۲۵۸ میکروگرم بر متر مکعب بوده است. نتایج حاصل از مدل نشان داد که تعداد موارد بیماری های قلبی و تنفسی منتسب به آلاینده PM۱۰ موجود در هوای شهر تبریز در سال ۱۳۹۰ به ترتیب ۴۲۰ و ۱۰۸۸ نفر بوده اند .
بحث و نتیجه گیری : تعداد موارد تجمعی بیماری قلبی نسبت به سال ۱۳۸۷ ، ۳۱ نفر کاهش داشته است . بیشترین تعداد موارد بیماری قلبی عروقی (۴۴ نفر) مربوط به رده غلظتی ۷۰ تا ۸۰ میکروگرم در مترمکعب بوده است . با افزایش هر ده میکروگرم بر متر مکعب غلظت PM۱۰ خطر بیماریهای قلبی عروقی منتسب در شهر تبریز ۹/۰ درصد افزایش می یابد. تعداد تجمعی موارد بیماری تنفسی ناشی از ۱۰PM، نسبت به سال ۱۳۸۷ ، ۷۹ نفر کاهش یافته است. ۶۸درصد این بیماری در روزهای با غلظت کمتر از ۱۲۰ میکروگرم در متر مکعب به وقوع پیوسته است. با افزایش هر ده میکروگرم بر متر مکعب غلظت PM۱۰ خطر بیماری های تنفسی منتسب در شهر تبریز ۸/۰ درصد افزایش می یابد. و این کاهش نفرات بیماریهای قلبی و تنفسی در سال ۱۳۹۰ نسبت به سال ۱۳۸۷ به دلیل کاهش غلظت سالیانه PM۱۰ در سال ۱۳۹۰ نسبت به سال ۱۳۸۷ بوده است.
مجید عیدی بایگی، مهناز مهرابی زاده هنرمند، ایران داودی، وحید احمدی، زهرا دهقانی زاده، بیژن بابایی،
دوره ۲۲، شماره ۵ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
مقدمه: دیابت بیماری مزمنی می باشد که بر عملکرد فردی و اجتماعی اثرات گسترده می گذارد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دو و افراد غیر دیابتی می باشد.
مواد و روش ها: تحقیق حاضر از نوع علی-مقایسه ای(پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه بیماران دیابتی نوع دو شهر اهواز می باشد که در سال۱۳۹۰ عضو انجمن دیابت اهواز بودند. نمونه پژوهش به روش در دسترس انتخاب شد. از میان افراد مراجعه کننده به انجمن دیابت، تعداد ۵۰ بیمار دیابتی نوع دو و ۵۰ فرد غیر دیابتی از بین همراهان بیماران دیابتی که از نظر متغیرهای جنس و تحصیلات همتا شدند انتخاب گردیدند. سپس پرسش نامه کیفیت زندگی بین این دو گروه توزیع گردید. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس یک راهه(ANOVA) و تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنی داری از لحاظ کیفیت زندگی وجود دارد.(P<۰,۰۰۱) هم چنین در همه حیطه های کیفیت زندگی بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد.
بحث و نتیجهگیری: دیابت نوع دو بیماری مزمنی می باشد که کیفیت زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می دهد.
سعید سعیدی مهر، سحر گراوندی، آزاده ایزدمهر، محمد جواد محمدی، محمد حسنی،
دوره ۲۳، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: سلامت معنوی، یکی از ابعاد مهم سلامت در انسان محسوب می شود. به طور کلی سلامت معنوی با ویژگی های ثبات در زندگی، هماهنگی، احساس ارتباط نزدیک با خویشتن، خدا، جامعه و محیط مشخص می شود. سلامت معنوی در دوران سالمندی که افراد بسیار آسیب پذیر و حساس هستند بسیار مهم و کلیدی است. هدف از انجام این مطالعه تعیین رابطه سلامت معنوی با افسردگی در سالمندان بازنشسته صنعت نفت اهواز می باشد.
مواد و روش ها: این پژوهش به صورت مقطعی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری سالمندان بازنشسته صنعت اهواز بودند که ۲۰۰ سالمند با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش سلامت معنوی از پرسش نامه سلامت معنوی(SWB) و برای افسردگی از پرسش نامه افسردگی(GDS) استفاده شد. نتایج به روش تحلیل واریانس چند متغیره و رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS vol,۱۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که میانگین سنی در این مطالعه ۴±۶۵ سال بود. از نظر تحصیلات بیشترین فراوانی در گروه کمتر از دیپلم با ۴۴ درصد دیده شد. میانگین نمره سلامت معنوی ۸/۱۳± ۱۰۵و افسردگی ۲/۴±۳۵/۴ بود. سلامت معنوی اکثر شرکت کنندگان در سطح بالا(۳۶/۵۴ درصد)، سپس در سطح متوسط(۵۳/۴۵) بود. بین سلامت معنوی و افسردگی سالمندان رابطه منفی معنی داری وجود دارد(P=<۰.۰۰۰۱). بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد در دوران سالمندی بین افسردگی و سلامت معنوی ارتباط معنی داری وجود دارد و اگاهی دادن نسبت به سلامت معنوی در کاهش مشکلات روحی-روانی می تواند کمک کننده باشد.
دنیا سعیدی، حبیب عنصری،
دوره ۲۵، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: نا شنوایی یکی از شایع ترین اختلالات حسی- عصبی با فراوانی ۱ در ۱۰۰۰ نوزاد می باشد و در دو حالت سندرمی و غیر سندرمی دیده می شود. با توجه به این که جهشهای جایگاه ژنی DFNB۱، در بر گیرنده دو ژن کانکسین ۲۶ و ۳۰، به تنهایی مسئول ۵۰ درصد نا شنوایی های غیر سندرمی با الگوی وراثتی اتوزومی مغلوب در جمعیت های مختلف می باشند، هدف مطالعه حاضر بررسی جهشهای حذفی del (GJB۶-D۱۳S۱۸۳۰) و del (GJB۶-D۱۳S۱۸۵۴) ژن کانکسین ۳۰ در افراد نا شنوای فاقد جهش در ژن کانکسین ۲۶ در استان خراسان رضوی می باشد.
مواد و روش ها: در این پژوهش توصیفی، تعداد ۸۵ فرد غیر خویشاوند (۴۴ مرد و ۴۱ زن) مبتلا به نا شنوایی با الگوی وراثتی اتوزومی مغلوب از استان خراسان رضوی که نسبت به جهش در ژن CX۲۶ منفی بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. استخراج DNA ژنومی از یک میلی لیتر خون وریدی به روش RGDE صورت گرفت. بررسی جهش های مورد مطالعه با استفاده از روشهای مالتی پلکس PCR و تعیین توالی مستقیم انجام یافت.
یافته های پژوهش: از تعداد ۱۷۰ کروموزوم بررسی شده، هیچ یک از جهش های حذفی del (GJB۶-D۱۳ S۱۸۳۰) و del (GJB۶-D۱۳S۱۸۵۴) در افراد نا شنوای مورد مطالعه یافت نشد.
بحث و نتیجه گیری: عدم وجود جهش های حذفی در ژن کانکسین ۳۰، در افراد نا شنوای منطقه مورد مطالعه، نشان دهنده دخالت ژن های دیگر در بروز بیماری می باشد. لذا لازم است در این افراد نا شنوا ژن های دیگر عامل نا شنوایی مورد مطالعه قرار گیرند.
جلیل درخشان، ادیبه عبدی، سمیه یزدانی، محمد بابامیری، سردار سعیدی، یاسر خالدی،
دوره ۲۶، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۷ )
چکیده
مقدمه: صدای فرکانس کم حتی در ترازهای پایین آزار دهنده بوده و پارامترهای فیزیولوژیکی افراد را تحت تاثــیر قرار می دهـــد. برخی از تفاوت های فردی مانند حساسیت به صدا می توانند تاثیر صدا بر پاسخ های فیزیولوژیکی بدن را کاهش یا افزایش دهند. هدف این تحقیق بررسی نقش حساسیت فردی به صدا بر پارامترهای فیزیولوژیکی بدن دانشجویان در حضور صدای فرکانس کم می باشد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مداخله ای می باشد. تعداد ۱۲۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند(۶۰ نفر حساسیت بالا و ۶۰ نفر حساسیت پایین) انتخاب شدند. با شبیه سازی محیط واقعی هر یک از افراد مورد مطالعه با ترازهای صوت ۵۰، ۶۰ و ۷۰ دسی بل معرض مواجهه قرار گرفتند. قبل و بعد مواجهه میانگین(دمای عمقی بدن، دمای سطح پوست، ضربان قلب، فشارخون و درصد اکسیژن بدن) اندازه گیری و ثبت شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS vol,۲۱ و آزمون تی مستقل مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که صدای فرکانس کم پارامترهای فیزیولوژیکی را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می دهد و با افزایش تراز صوت از ۵۰ به ۷۰ دسی بل شاخص های فیزیولوژیکی افزایش می یابند(P<۰,۰۵). بررسی اثر توام میزان حساسیت افراد و جنسیت نشان داد که شاخص های فیزیولوژیکی در افراد با حساسیت بالا و زنان بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند(P<۰,۰۵).
بحث و نتیجه گیری: با توجه به این که فشارخون بالا در رابطه نزدیک با بیماری های قلبی-عروقی می باشد، بنا بر این به کار گیری افرادی که تحمل پذیرتر به صدا هستند(حساسیت فردی پایین) در جاهایی که مواجهه بیشتر از حد مجاز می باشد از بروز این عوارض جلوگیری به عمل آید.
کورش سعیدیان، دکتر احمد سهرابی، دکتر مهدی زمستانی،
دوره ۲۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: با توجه به رشد روزافزون تعداد بیماران مبتلا به فشارخون در ایران و جهان و نیز تاثیر نامطلوبی که این بیماری بر کیفیت زندگی این بیماران دارد، نیاز مبرمی به توسعه و گسترش مداخلات روان شناختی اثربخش و به لحاظ تجربی تایید شده، در این جمعیت وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر میزان فشارخون و کیفیت زندگی زنان بیمار مبتلا به فشارخون بالا انجام شد.
مواد و روش ها: در یک طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، تعداد ۳۰ نفر از زنان مبتلا به فشارخون بالا پس از ارزیابی بالینی اولیه و احراز شرایط پژوهش، به روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب و در دو گروه درمان متمرکز بر شفقت(۱۵ نفر) و یا کنترل(۱۵ نفر) گماشته شدند. افراد گروه آزمایش علاوه بر درمان دارویی، ۸ جلسه کلاس آموزشی درمان متمرکز بر شفقت را دریافت کردند، اما افراد گروه کنترل تنها درمان دارویی را دریافت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، دستگاه فشارسنج(از نوع دیجیتال) و پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانش چند متغیری(MANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش فشارخون سیستول و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون بالا در زنان مراجعه کننده مرکز بهداشت تاثیر داشته است به عبارتی درمان متمرکز بر شفقت باعث کاهش فشارخون سیستول(۰۱۸/۰) و افزایش کیفیت زندگی(P<۰,۰۰۱) بیماران مبتلا به پرفشاری خون شده است، اما بر فشارخون دیاستول(۰۷۳/۰) تاثیر نداشته است و آن را کاهش نداده است.
بحث و نتیجه گیری: فشارخون بالا کیقیت زندگی بسیاری از زنان را تـــحت تاثیر قرار می دهد و اگر درمان نشود، یکی از دلایل اصلی بیماری های قلبی و سکته مغزی در این قشر از افراد جامعه است. انتظار می رود که فشارخون مرتبط با پیری عروق در بسیاری از کشورها، به ویژه در مناطق آسیا، فنوتیپ غالب باشد؛ با توجه به تاثیر درمان متمرکز بر شفقت در کاهش فشارخون و افزایش کیفیت زندگی این نتایج برای متخصصان بالینی و مراقبین بهداشتی دست اندرکار در مراکز بهداشتی تلویحات کاربردی دارد.
مرجان قاضی سعیدی، عباس شیخ طاهری، نسرین بهنیافرد، فاطمه السادات آقایی میبدی، روح الله خارا، مجید کارگربیده،
دوره ۲۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: شناخت عوامل محیطی خطر ایجاد آسم، نقش مهمی در پیشگیری یا کاهش شدت آن ایفا می کند. امروزه می توان این کار را با استفاده از تکنیک های نوین انجام داد. داده کاوی یکی از این تکنیک ها است که کاربردهای فراوانی در زمینه های تشخیص، پیش بینی و درمان دارد، هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر ایجاد بیماری آسم و ارائه مدل پیش بینی با استفاده از الگوریتم های داده کاوی است.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی با رویکرد کاربردی می باشد. پایگاه داده آن شامل ۲۲۰ رکورد می باشد. داده ها با استفاده از چک لیست و با روش مصاحبه از بیماران مراجعه کننده به یک درمانگاه در سال ۱۳۹۴ جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها و مدلســـازی با استفاده از نرم افزار IBM SPSS Modeler نسخه ۲/۱۴ انجام شده است. در بخش مدل سازی از الگوریتم های درخت تصمیم CHAID و C۵، الگوریتم شبکه عصبی و الگوریتم شبکه بیز استفاده شده است.
یافته های پژوهش: در این مطالعه ۱۲ متغیر به عنوان موثرترین فاکتورها تعیین گردید و صحت مدل ایجاد شده بر روی داده های مورد استفاده در الگوریتم CHAID ۷۳/۷۲ درصد، C۵ ۱/۶۹ درصد، شبکه بیز ۹/۷۰ درصد و شبکه عصبی ۴۵/۶۵ درصد بوده است.
بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد مدل حاصل از الگوریتم درخت تصمیم CHAID از صحت عملکرد(۷۳/۷۲ درصد) بالاتری نسبت به مدل های دیگر برخوردار است. با توجه به متغیرهای پیش بینی کننده و قوانین ایجاد شده برای یک نمونه جدید با ویژگی های مشخص، می توان احتمال ابتلا فرد به بیماری آسم را پیش بینی نمود.
محمود سعیدی، مرتضی کرمی، رضا نعمتی، زهرا سلیمانی، محمد مهرعلیان، مهسا مرادی،
دوره ۲۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: حجم زیادی از فاضلاب به همراه ناخالصی هایی چون مواد کلوییدی و رنگ از صنایع مختلف به محیط زیست تخلیه می گردد. این فاضلاب ها موجب مشکلات عمده شده و تهدیدی جدی برای منابع آب می باشند. بنا بر این تصفیه فاضلاب و رسیدن به استانداردهای تخلیه پساب امری ضروری است. در این راستا، کیتوزان به عنوان یک منعقدکننده دارای عملکرد قابل مقایسه ای با سایر منعقدکننده های رایج است. هم چنین با افزودن کیتوزان و حذف کدورت، احتمالاً کابرد نانوذرات با دوز پایین، کارآمدتر خواهد شد که بررسی آن، از اهداف مطالعه حاضر است. در این مطالعه، به بررسی کارایی کیتوزان و نانو اکسید منیزیم جهت حذف توام رنگ و کدورت پرداخته شده است.
مواد و روش ها: فاضلاب سنتتیک با مخلوط کردن بنتونیت و رنگ Direct Blue۷۱ با آب مقطر آماده گردید. پس از آماده سازی مقادیر مشخص از رنگ و کدورت، دوزهای مختلف از کیتوزان و نانو اکسید منیزیم به صورت مجزا و ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت. تاثیر متغیرهایی چون pH، غلظت اولیه رنگ و مقدار اولیه کدورت، دوز کیتوزان و MgO بر کارایی حذف بررسی گردید.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که بالاترین حذف رنگ و کدورت در دوز ترکیبی mg/L ۵/۱ کیتوزان وg/L ۵/۱ از MgO با راندمان ۵/۹۷ درصد بود. هم چنین، بالاترین راندمان حذف در pH برابر با ۷ به دست آمد.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نیاز به دوز بالای MgO در کدورت های بالا، استفاده از کیتوزان به عنوان یک منعقدکننده می تواند در کاهش استفاده از MgO موثر باشد.
شهریار سعیدیان، ژیلا زارعی،
دوره ۲۸، شماره ۶ - ( ۱۱-۱۳۹۹ )
چکیده
مقدمه: زنجبیل(Zingiber Officinale) گیاهی است که امروزه به فراوانی در جهان مورد استفاده قرار می گیـرد. در این تحقیق، تاثیر عصاره زنجبیل بر میزان آنزیم های کبدی، پارامتــرهای بیوشیمیایی و تغییرات بافتی در رت های نژاد ویستار تحت تاثیر ایزونیازید و کیتوزان بررسی شد.
مواد و روش ها: گیاه زنجبیل و زنجبیل تیمار با کیتوزان پس از خشک کردن، عصاره گیری شده و با کمک روتاری، اتانل از عصاره جدا گردید. از ۶۰ سر رت آزمایشگاهی بزرگ نژاد ویستار نر بالغ استفاده شد. عصاره خوراکی زنجبیل و تیمار کیتوزان برای القاء اثر اکسیداتیو ایزونیازید به صورت گاواژ استفاده شد. برای مقایسه اثرات آنتی اکسیدانی زنجبیل و زنجبیل تیمار شده با کیتوزان ازروش DPPH (ماده ۲،۲-دی فنیل ۱-پیکریل هیدرازیل) استفاده گردید.
یافته های پژوهش: سطح سرمی آنزیم های ALT، ALP و AST و نیز کلسترول، تری گلیسیرید و گلوکز در گروه های ۴(دریافت کننده ۲۰۰ میلی گرم بر دسی لیتر ایزونیازید) و گروه ۵ (دریافت کننده ۲۰۰ میلی گرم بر دسی لیتر ایزونیازید و زنجبیل) نسبت به گــروه شاهد افـــزایش قابل توجهی نشان داد. در حالی که در گروه های ۲(دریافت کننده ۲۰۰ میلی گرم بر دسی لیتر زنجبیل) و گروه ۳ (دریافت کننده ۲۰۰ میلی گرم بر دسی لیتر زنجبیل تیمار شده با کیتوزان) کاهش قابلملاحظه ای داشت. میزان آنزیم ها و پارامترهای اندازه گیری شده در گروه ۶ (دریافت کننده ایزونیازید و زنجبیل تیمار شده با کیتوزان) کاهش داشت هر چند این کاهش قابل توجه نبود.
بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، زنجبیل و زنجبیل تیمار شده با کیتوزان می توانند گلوکز خون را کاسته و پروفایل چربی کبدی را اصلاح نمایند. اثرات آنتی اکسیدانی عصاره زنجبیل تیمارشده با کیتوزان در مقایسه با زنجبیل بالاتر بود که حکایت از اثر مثبت تیمار کیتوزان بر میزان آنتی اکسیدان های زنجبیل دارد.
سکینه باغ بهشتی، شاهین حدادیان، اکرم عیدی، لیلا پیشکار، حمزه رحیمی،
دوره ۲۹، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: بررسی آثار پپتیدهای دارای خاصیت ضدباکتریایی میتواند راه را برای بهدست آوردن آنتیبیوتیکهای مؤثرتر هموار سازد. در این تحقیق، پپتید تترامر Sushi۳ طراحی و بیان شد؛ سپس با پپتید تترامر Sushi۳ دیگری مطالعه و مقایسه گردید که بهمنظور تغییر خواص ضدباکتریایی، اسید آمینههای اسپارتیک اسید و پرولین آن با اسید آمینههای گلیسین و سرین جایگزین شده بودند.
مواد و روش ها: ابتدا توالیهای پپتیدی Sushi۳ تترامر یادشده، طراحی و ساخته و بهترتیب Mer۱ و Mer۲ نامگذاری و بهطور جداگانه در پلاسمید pET-۲۶b(+) کلون گردید و درنهایت، به میزبان E.coli BL۲۱(DE۳) انتقال داده شدند. پس از بیان پپتیدهای بالا، وجود پپتیدها با روش SDS-PAGE و وسترن بلات تأیید گردید؛ سپس فعالیت ضدمیکروبی Mer۱ و Mer۲ بررسی و مقایسه شد. درنهایت، سمیت دو تترامر ساختهشده بر روی ردۀ سلولی MDA-MB-۲۳۱ ارزیابی و مقایسه گردید.
یافتهها: Mer۱ و Mer۲ بیان پروتئینی مشابه داشتند و اثر سمی هر دو پپتید روی ردۀ سلولی تفاوت معناداری نداشت؛ اما Mer۲ نسبت به Mer۱ ، در غلظتهای یکسان، آثار ضدمیکروبی مؤثرتری دارد.
بحث و نتیجهگیری: ارزیابی تأثیر جایگزینی اسید آمینه با بار منفی کمتر در افزایش فعالیت ضدمیکروبی پپتیدها، راهکار مناسبی است. نتایج بالا امکان طراحی و تولید پپتیدهای ضدمیکروبی علیه سویههای مقاوم به آنتیبیوتیک را بهعنوان نسل بعدی آنتیبیوتیکها افزایش میدهد.
شهاب محمودوند، راضیه امینی، فرید عزیزی جلیلیان، مجتبی هدایت یعقوبی، معصومه جواهری، ایرج صدیقی، مژگان ممانی، راضیه عزتی، جلال الدین امیری، مسعود سعیدی جم،
دوره ۳۰، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: همهگیریها و مرگومیر ناشی از ویروسهای آنفلوانزا در سراسر جهان یک نگرانی مهم بهشمار میرود. استفاده از داروهای ضدویروسی مهارکنندۀ نورامینیداز (NA) مانند اوسلتامی ویر، روش مؤثر و ارزشمندی در درمان این ویروسها است، هرچند جهش در چند بخش از این ژن، موجب به وجود آمدن سویههای مقاوم به دارو میشود و افزایش روزافزون سویههای مقاوم به دارو یک مشکل جهانی است. یکی از شایعترین جهشهای مقاومت دارویی به اوسلتامی ویر، جهش جایگزینی اسید آمینۀ هیستیدین به تیروزین در موقعیت ۲۷۵ (H۲۷۵Y) در پروتئین نورامینیداز است. هدف این مطالعه شناسایی جهش H۲۷۵Y در ویروسهای آنفلوانزای A/H۱N۱ در گردش در استان همدان با استفاده از روش Real-time RT PCR بود.
مواد و روش ها: این مطالعه بهصورت مقطعی روی ۱۱۰ نمونه سواب مشکوک به ویروس آنفلوانزا جداشده بین سالهای ۱۳۹۵-۱۳۹۴ انجام شد. ابتدا RNA نمونهها استخراج گردید و سپس برای تعیین تایپ و سابتایپ ویروس آنفلوانزا، از روش Real-time RT PCR استفاده شد. پس از آن، نمونههای مثبت برای شناسایی جهش H۲۷۵Y با روش Real-time RT PCR ارزیابی گردیدند.
یافتهها: در این مطالعه از مجموع ۱۱۰ بیمار، ۵۰ (۴۵ درصد) نفر زن و ۶۰ (۵۵ درصد) نفر مرد بودند. میانگین سنی شرکتکنندگان در این پژوهش برابر با ۴۲/۲±۷۴/۴۰ سال بود. ویروس آنفلوانزا A/H۱N۱ در ۲۲ نفر (۲۰ درصد موارد) یافت شد، به این صورت که ۱۳ مورد (۷/۲۱ درصد) در مردان و ۹ مورد (۱۸ درصد) در زنان مشاهده گردید. در بررسی ارتباط میان جنس و ابتلا به ویروس آنفلوانزا، رابطۀ معنیداری دیده نشد (P=۰,۸۱)؛ همچنین باید اشاره کرد که از مجموع ۲۲ نمونۀ مثبت، در هیچکدام از موارد جهش مقاومت دارویی H۲۷۵Y مشاهده نگردید.
بحث و نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان داد که هیچ جهش مقاومت دارویی اتفاق نیفتاده است و همچنان داروی اوسلتامی ویر گزینۀ مناسبی برای درمان این ویروس در همدان است؛ اما با توجه به افزایش روزافزون سویههای مقاوم، بررسی سالیانۀ مقاومت به این دارو توصیه میگردد و به مطالعات بیشتری در این زمینه نیاز است.
تارا امین الاسلام زاده، اکرم عیدی، پژمان مرتضوی، شهربانو عریان،
دوره ۳۰، شماره ۵ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: عوامل متعددی بر حافظه و یادگیری تأثیر میگذارد. منیزیم یکی از مهمترین این عوامل است که برای عملکرد طبیعی حافظه ضروری است. منیزیم چهارمین کاتیون مهم بدن و دومین کاتیون مهم داخل سلولی پس از پتاسیم بهشمار میآید. منیزیم در انتقال پیام در دستگاه عصبی نقش مهمی دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر نانوذرۀ اکسید منیزیم بر مؤلفههای استرس اکسیداتیو برای بهبود حافظه در موشهای آلزایمری توسط بتا آمیلویید است.
مواد و روش ها: در این مطالعۀ تجربی، ۵۴ موش صحرایی بالغ نر در ۹ گروه تصادفی بهصورت ذیل تقسیم شدند:۱. گروه کنترل سالم؛ ۲. گروه کنترل آلزایمری (موشهایی بودند که تحت جراحی استریوتکس قرار گرفتند و بتا آمیلویید را با دوز nmol/µl ۲ بهصورت درون بطنی دریافت کردند)؛ ۳. گروه شم (موشهایی بودند که تحت جراحی استریوتکس قرار گرفتند و سالین را بهعنوان حلال بتا آمیلویید دریافت کردند)؛ ۴، ۵ و ۶. گروه تجربی سالم (حیوانات سالم و دریافتکنندۀ نانوذرۀ اکسید منیزیم در دوزهای ۵/۲، ۵ و ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن بهصورت تزریق درونصفاقی)؛ ۷، ۸ و ۹. گروه تجربی آلزایمری (حیوانات آلزایمریشده و دریافتکنندۀ نانوذرۀ اکسید منیزیم در دوزهای ۵/۲، ۵ و ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن بهصورت تزریق درونصفاقی). مدت تیمار خوراکی نانوذره ۳۰ روز بود. پس از پایان دورۀ تیمار (۳۰ روز)، مؤلفههای استرس اکسیداتیو ازجمله سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX)، کاتالاز (CAT) و مالون دیآلدئید (MDA) در بافت مغز اندازهگیری و همۀ دادهها به روش آنالیز واریانس یکعاملی و آزمون تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS vol,۲۱، با سطح معنیدار بودن P<۰,۰۵ بررسی شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که نانوذرۀ اکسید منیزیم در دوزهای ۵/۲، ۵ و ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن باعث کاهش معنیدار میزان مالون دیآلدئید در موشهای آلزایمری گردید؛ همچنین میزان آنزیمهای آنتیاکسیدان ازجمله SOD، GPX و CAT در موشهایی که نانوذرۀ اکسید منیزیم با دوزهای ۵/۲، ۵ و ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن دریافت کرده بودند، بهطور معنیداری افزایش یافت.
بحث و نتیجهگیری: تأثیر استرس اکسیداتیو بر روند پیشرفت بیماری آلزایمر و نقش آنتیاکسیدانی و مهاری نانو اکسید منیزیم در کاهش پیشرفت این بیماری و بر فرایندهای نوروفیزیولوژیک مغز مشخص شد؛ همچنین در مسیرهای حافظه، بروز سازوکارهای مرتبط با اختلالات ناشی از بتا آمیلویید بهبوددهنده است.
فائزه فرجی، حسن توکلی، مهوش جعفری، اکرم عیدی، عادله دیوسالار،
دوره ۳۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه: گلوتامات اکسیداز (GluOx; EC ۱,۴.۳.۱۱)، به عنوان یک آنزیم اکسیدوردوکتاز، اکسیداسیون گلوتامات را به آلفا-کتوگلوتارات، آمونیاک و هیدروژن پراکساید (H۲O۲) کاتالیز میکند. در این واکنش مقدار H۲O۲ متناسب با غلظت گلوتامات بوده و به وسیلهی زیست حسگر الکتروشیمیایی قابل ردیابی است. مانند سایر زیست حسگرهای مبتنی بر آنزیم، گلوتامات اکسیداز یکی از عناصر کلیدی در ساخت زیست حسگرهای گلوتامات است. همچنین این حسگرهای زیستی توانایی شناسایی آنالیتهای بیولوژیکی مانند گلوتامین، آمونیاک و کراتینین را دارا هستند. حسگرهای زیستی مبتنی بر گلوتامات اکسیداز در اندازهگیریهای کمی و کیفی در شیمی تجزیه، تعیین کیفیت محصولات غذایی و تشخیص زود هنگام اختلالات قلبی و کبدی در بیوشیمی بالینی نیز کاربردهای زیادی دارند. با توجه به اهمیت نوروترانسمیتر عصبی گلوتامات در عملکردهای مختلف مغز، در این مطالعه اندازهگیری آن در مغز موشهای صحرایی نر نژاد ویستار با استفاده از حسگر زیستی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: برای اندازهگیری گلوتامات، ابتدا یک حسگر زیستی مبتنی بر گلوتامات اکسیداز با تثبیت همزمان آنزیم و چیتوسان بر روی سطح الکترود پلاتینی ساخته شد. سپس حیوانات قربانی و مغز آنها خارج شده و در بافر فسفات قرار گرفت. سپس بافر فسفات محتوی مغز سانتریفوژ شده تا مخلوطی کاملاً یکنواخت ایجاد شود. در نهایت، غلظت گلوتامات در نمونههای مغز با استفاده از زیست حسگر ساخته شده با تکنیک ولتامتری چرخهای اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج آزمایشهای ولتامتری چرخهای نشان داد که پیک جریان کاتدی زیست حسگر ساخته شده µA ۸۱۲/۰ بود. همچنین منحنی کالیبراسیون حاکی از آن بود که پاسخ حسگر زیستی تا mM ۱ خطی بوده و غلظت گلوتامات در نمونههای مغزی برابر با µM ۵/۶۳ بوده است.
بحث و نتیجهگیری: آزمایشهای ولتامتری چرخهای نشان داد که غلظت H۲O۲ تولید شده در طی فعالیت کاتالیتیکی گلوتامات اکسیداز، کاملاً متناسب با غلظت گلوتامات است. همچنین، این مطالعه نشان داد علیرغم غلظت بسیار ناچیز نوروترانسمیتر گلوتامات، زیست حسگر الکتروشیمیایی مبتنی بر گلوتامات اکسیداز میتواند به طور دقیق آن را از نظر کیفی و کمی در نمونههای بیولوژیکی مانند مغز شناسایی کند.
مهدی عیدی زاده، پرستو ضرغامی مقدم، فرید حقدادی، علیرضا افشاری صفوی، پیمان آل شیخ،
دوره ۳۲، شماره ۶ - ( ۱۱-۱۴۰۳ )
چکیده
مقدمه: امروزه پوسیدگی و بیماریهای قارچی سهم بسیاری از بیماریهای مرتبط با دندان را به خود اختصاص دادهاند. با توجه به همین امر، پژوهشگران در تلاش برای یافتن موادی با عوارض کمتر هستند. مطالعۀ حاضر با هدف بررسی دو گیاه زولنگ و چای کوهی بر پاتوژنهای دهانی (استرپتوکوکوس موتانس و کاندیدا آلبیکنس) انجام شد.
مواد و روشها: عصارۀ اتانولی به روش خیساندن تهیه گردید. اثربخشی عصارهها و ترکیب آنها در مقایسه با گروههای کنترل مثبت روی استرپتوکوکوس موتانس و کاندیدا آلبیکنس با سه روش چاهک پلیت، انتشار از دیسک و ممانعت از تشکیل بیوفیلم بررسی شد. بهمنظور مقایسۀ میانگین قطر هالۀ عدم رشد باکتری از نرمافزار SPSS vol,۱۷ و آزمون آنالیز واریانس استفاده گردید. در همۀ آزمونها سطح معنیداری ۵ درصد در نظر گرفته شد.
یافته های پژوهش: مطالعۀ حاضر نشان داد که اثر ضدمیکروبی دو گیاه زولنگ و چای کوهی در مقایسه با آنتیبیوتیک سیپروفلوکساسین، ضدقارچ نیستاتین و دهانشویۀ کلرهگزیدین چندان چشمگیر نیست. از سویی، با ترکیب کردن نسبتهای مختلف عصاره نیز تغییری در بهبود اثر دو گیاه حاصل نشد. در میان تیمارهای مطالعهشده نیز، اثر ضدمیکروبی عصارۀ اتانولی (۱۰۰ درصد) زولنگ نسبت به سایر ترکیبها بیشتر ثبت گردید (۰,۰۵>P). نتایج تعیین میزان اثر مهاری در تشکیل بیوفیلم نشان داد که همۀ نمونهها در محدودۀ تشکیل بیوفیلم ضعیف قرار داشتند.
بحث و نتیجهگیری: دو گیاه دارویی زولنگ و چای کوهی آثار مهاری چشمگیری در مقایسه با دهانشویۀ تجاری کلرهگزیدین و آنتیبیوتیک سیپروفلوکساسین و ضدقارچ نیستاتین بر رشد دو گونۀ استرپتوکوکوس موتانس و کاندیدا آلبیکنس از خود نشان ندادند.