۲ نتیجه برای صیدخانی نهال
فاطمه چتری پور، ستار کیخاونی، علی صیدخانی نهال،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( فروردین ۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می دهد که خودکشی و افسردگی از مهم ترین معضلات بهداشت روانی در بین جوامع می باشند. لذا این پژوهش با هدف مقایسه افکار خودکشی و افسردگی در افراد اقدام کننده به خودکشی و افراد سالم در استان ایلام انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع علّی مقایسه ای و بر حسب نوع استفاده از نتایج، کاربردی است. نمونه شامل ۵۰ فرد اقدام کننده به خودکشی مراجعه کننده به بیمارستان های امام خمینی(ره)، مصطفی خمینی و بیمارستان طالقانی شهر ایلام و ۵۰ نفر افراد سالم(غیر افسرده و غیر خودکشی کننده) می باشد که افراد گروه مورد با نمونه گیری در دسترس و افراد گروه شاهد با روش خوشه ای انتخاب شدند و با مقیاس های افسردگی بک و افکار خودکشی بک مورد اندازه گیری قرار گرفتند. داده های به دست آمده از مقیاس های مذکور با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تی تست و به کمک نرم افزار آماری SPSS تحلیل شدند.
یافته های پژوهش: در این مطالعه در گروه مردان ۸/۵۴ افراد مجرد و ۲/۴۵ افراد متاهل و در گروه زنان ۶۹ درصد افراد مجرد و ۳۱ درصد افراد متاهل شرکت داشتند. در گروه سالم توزیع نمونه های مورد مطالعه برحسب سن نشان داد که در گروه مردان بیشترین درصد در افراد سالم و در افراد اقدام کننده به خودکشی مربوط به ۲۳ تا ۳۰ ساله می باشد(۵۰ درصد) و در گروه زنان بیشترین درصد مربوط به ۱۶ تا ۲۲ ساله می باشد(۷/۵۶). نتایج بررسی بین متغیرهای افسردگی و افکار خودکشی نشان داد که بین میزان افسردگی در افراد اقدام کننده به خودکشی و افراد سالم تفاوت معنی دار وجود دارد.(P=۰,۰۰۰) و هم چنین بین افکار خودکشی و میزان افسردگی در افراد اقدام کننده به خودکشی رابطه مثبت و معنی دار وجود داشت.(r=۰۷۹, P=۰.۰۰۰)
بحث و نتیجه گیری: یافته های این مطالعه تفاوت میزان افسردگی و افکار خودکشی را در دو گروه مورد مطالعه تائید می کند. بنا بر این جهت حفظ و ارتقاء بهداشت روانی، باید به نقش اثربخشی این متغیرها توجه شده و در آزمون های غربالگری و پایش سلامت روانی مدنظر قرار گیرند. پیشنهاد می شود تحقیقات جامعی در زمینه افسردگی و افکار خودکشی در بین جمعیت جوان صورت گیرد و به نقش پیش بینی کنندگی افسردگی و افکار خودکشی به عنوان عوامل خطر برای اقدام به خودکشی و به منظور پیش گیری از این معضل اجتماعی توجه شود.
اسفندیار عزیزی، مرتضی شمس، علی صیدخانی نهال، مرتضی حسین زاده، محسن جلیلیان، صادق هواسی،
دوره ۲۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
مقدمه: تب مالت معضلی بهداشتی است که سالانه صدمات اقتصادی-بهداشتی زیادی را برای جامعه در بر دارد. هدف این تحقیق بررسی تاثیر برنامه آموزشی بر دانش، نگرش و رفتارهای پیشگیری کننده از ابتلاء به تب مالت در جمعیت بخش هلیلان از توابع شهرستان چرداول، به منظور کاهش ابتلا به این بیماری است.
مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش نیمه تجربی است که به صورت قبل و بعد از آزمون انجام شد. جمعیت مورد مـــطالعه ۲۰۹ نفر از مراجعه کنندگان به مراکز بهداشتی-درمانی منطقه هلیلان بود. نمونه ها به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود که دانش، نگرش و رفتارهای پیشگیری کننده از تب مالت مورد سنجش قرار می گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS vol,۱۶، و با انجام آزمون تی زوجی و کای اسکوئر در سطح معنی داری ۰۵/۰ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته های پژوهش: میانگین سنی شرکت کنندگان ۳/۷±۵/۲۸ بود که ۵/۶۶ درصد از آن ها زن بودند. میانگین نمره دانش(P=۰,۰۰۱)، نگرش(P=۰,۰۲۵) و رفتارهای پیشگیری کننده(P=۰,۰۰۱) پس از مداخله آموزشی تفاوت معناداری با پیش آزمون داشتند.
بحث و نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که برنامه آموزشی تدوین شده بر دانش، نگرش و رفتارهای پیشگیری کننده از ابتلاء به تب مالت در بین شرکت کننده گان تاثیرگذار بوده است.