|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
۵ نتیجه برای صدیقی
علی صدیقی، دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع روز افزون تصادفات ،شکستگی چند قطعه ای استخوان تی بیا، خصوصاً در جوانان بسیار شایع می باشد، امری که به از کار افتادگی طولانی مدت بیمار و در مواردی نقص عضو منجر می شود. از طرفی، به دلیل عوارض فراوان ناشی از این نوع شکستگی ها، درمان هر چه بهتر و سریعتر بیماران از اهمیت خاصی برخوردار می گردد. هدف از این بررسی، تحلیل نتایج روش پلاک گذاری با حداقل دستکاری است که از آن به عنوان روشی جدید نام برده می شود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی و آینده نگر است که روی ۴۰ بیمار با شکستگی بسته چند قطعه ای در استخوان تی بیا صورت گرفت. در خلال هفت ماه، بیماران تحت عمل جراحی گذاشتن پلاک با حداقل دستکاری قرار گرفتند و وضعیت آنها به طور متوسط ۵/۸ ماه پیگیری شد. در این پیگیری، زمان جوش خوردن و وضعیت اندام از نظر اختلال چرخشی و نیز کوتاهی یا بلندی مورد بررسی قرار گرفت. سپس، داده ها با استفاده از روش آماری توصیفی و آزمون مستقلt تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش: میزان جوش خوردگی کامل در ظرف شش ماه ۵/۷۷ درصد و در ظرف نه ماه ۱۰۰ درصد بود. در خلال پی گیری، هیچ مورد عارضه جدی به جز چند مورد عفونت سطحی مشاهده نشد. بین زمان جوش خوردگی و سن بیماران ارتباط آماری معنی داری وجود داشت(P<۰,۰۰۵). در ۱۰ بیمار(۲۵ درصد) افزایش طول اندام به میزان کمتر از ۵/۱-۱ سانتی متر و در ۴ بیمار(۱۰درصد) کوتاهی کمتر از ۱ سانتی متر مشاهده شد. اختلال چرخش در ۸ بیمار(۲۰درصد) به صورت چرخش خارجی و در ۲ بیمار(۵ درصد) به صورت چرخش داخلی وجود داشت. بحث و نتیجه گیری: روش پلاک گذاری با حداقل دستکاری باعث افزایش احتمال جوش خوردن و کوتاه نمودن دوره درمان می شود، امری که ناشی از عدم آسیب به بافت نرم در محل شکستگی و ترمیم سریع استخوان می باشد. رعایت نکات تکنیکی برای پیشگیری از اختلال چرخش و اختلاف طول اندام ضروری است
علی صدیقی، امین مرادی، محمدعلی محسنی، دوره ۱۹، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: عفونت استخوان و مفاصل، بیماری نسبتاً شایعی در بین کــودکان می باشد که با وجود دسترسی به آنتی بیوتیک ها و رژیم های درمانی ممکن است با عوارض جدی همراه باشد. تاخیر در تشخیص و یا درمان عفونت ها یکی از مهم ترین علل بروز چنین عوارضی می باشد. لذا تشخیـــص زودرس و سـریع و به دنبال آن درمان مناسب، فوق العاده حائز اهمیت است. هدف اصلی از انجام این تحقیق، تعیین علل، سیر بیماری و نتایج آرتریت چرکی مفاصل شانه، ران و زانو در افراد زیر ۵ سال بود. بررسی و تعیین شایع ترین علائم و شکایات بیماران مبتلا، تعیین نسبت جنسی، ارزیابی عوامل مساعد کننده، بررسی نقش و اهمیت تست های آزمایشگاهی و ارزیابی عوارض احتمالی بیمار از دیگر اهداف ما در این مطالعه بود.مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، مجموعاً ۵۶ کودک زیر ۵ سال مبتلا به آرتریت عفونی مفاصل شانه، ران و زانو، که از اول مهر ماه ۱۳۷۹ تا آخر شهریور ماه ۱۳۸۵ در بخش ارتوپدی بیمارستان شهدا بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. حداقل دوره پیگیری بیماران ۴ ماه بود. اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسش نامه گردآوری و با استفاده از نرم افزار آماریSPSS نسخه ۱۲ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته های پژوهش: از میان ۵۶ کودک مورد بررسی، ۱۷نفر(۳/۳۰ درصد) آرتریت عفونی زانو و ۳۳ نفر(۹/۵۸ درصد) آرتریت عفونی ران و ۶ بیمار(۷/۱۰ درصد) آرتریت عفونی شانه داشتند. در بین تمامی گروه های سنی، استافیلوکوک طلایی شــایع ترین میکروب کشف شده بود(۱/۳۲ درصد) بعد از آن هموفیلوس آنفلوانزا با ۶/۳ درصد شایع ترین میکروب به دست آمده بود. از کل بیماران، ۱۹ نفر(۹/۳۳ درصد) سابقه تروما را ذکر کردند و از نظر عفونت هم زمان در سایر قسمت های بدن، در ۵ بیمار(۹/۸ درصد) عفونت هم زمان دیده شد. در ۵۵ بیمار(۲/۹۸ درصد) درد و تندرنس مفصلی و در ۵۴ بیمار(۴/۹۶ درصد) محدودیت حرکتی مفصل درگیر وجود داشت. نتایج درمانی در بیمارانی که برش مفصل(آرتروتومی) به همراه درمان آنتی بیوتیکی برای آن ها به موقع شروع شده بود، خوب بود. بحث و نتیجه گیری: اگر چه عفونت مفاصل بیماری شایعی است ولی تشخیص آن همیشه آسان نمی باشد. جهت تشخیص صحیح و دقیق آن، پزشک بایستی ظن و شک قوی داشته باشد. مهم ترین نکته در مورد درمان این بیماران، تایید تشخیص و در صورت امکان شناسایی عامل بیماری زا با ارزیابی مایع چرکی آسپیــره شده از مفصـــل می باشد. انجام برش مفصلی(آرتروتومی) زودرس به همراه شروع آنتی بیوتیک در کاهش بروز عوارض این بیماری نقش حیاتی دارد.
عقیل صدیقی، احمد عبدی، محمدعلی آذربایجانی، علیرضا براری، دوره ۲۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
هدف: استرس اکسیداتیو نقش مهمی در بروز و توسعه عوارض دیابت دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین هوازی همراه با مصرف بربرین کلراید بر تغییرات شاخص های استرس اکسیداتیو بافت قلب موش های دیابتی با استرپتوزوتوسین بود.
مواد و روش ها: تعداد ۳۲ موش صحرایی نر ویستار(۰۳/۱۷±۰۹/۲۷۶ گرم) به طور تصادفی به چـــهار گروه(۸=n): دیــــابت(DM)، (۵۹/۶۵±۱۸/۲۷۷)، دیابت-بربرین(BDM)، (۰۴/۵۷±۱۴/۲۸۱)، دیابت-تمرین هوازی(TDM)، (۱۴/۳۸±۱۲/۲۶۲)، و دیابت-تمرین هوازی-بربرین (TBDM)، (۰۵/۷۸±۱۷/۲۸۲)، تقسیم شدند. دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین در موش های نر القا شد. گروه های تمرین به مدت شش هفته برنامه تمرین هوازی فزاینده(۱۸-۱۰ متر در دقیقه، ۴۰-۱۰ دقیقه در روز، پنج روز در هفته) را روی تردمیل انجام دادند. در پایان هفته ششم نمونه بافت قلب جمع آوری شده و برای بررسی آنزیم های آنتی اکسیدانی(شامل SOD، GPX و CAT) و سطح مالون دی آلدئید(MDA) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و ANOVA در سطح معنی داری P<۰,۰۵ آزمون شدند.
یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که تمرین هوازی، بربرین و ترکیب تمرین-بربرین در موش های دیابتی باعث افزایش معنی دار در میزان SOD (P=۰,۰۰۱)، GPX (P=۰,۰۰۱) و CAT (P=۰,۰۰۱) بافت قلب شد. هم چنین افزایش معنی داری در میزان این شاخص ها در گروه TBDM نسبت به BDM و TDM مشاهده شد(P=۰,۰۵). میزان MDA در همه گروه های تجربی نسبت به گروه دیابت کاهش معنی داری داشت(P=۰,۰۰۱).
بحث و نتیجه گیری: تمرین هوازی همراه با مصرف بربرین کلراید اثر مضاعفی بر بهبود نشانگرهای استرس اکسیداتیو بافت قلب موش های دیابتی با استرپتوزوتوسین دارد.
شهاب محمودوند، راضیه امینی، فرید عزیزی جلیلیان، مجتبی هدایت یعقوبی، معصومه جواهری، ایرج صدیقی، مژگان ممانی، راضیه عزتی، جلال الدین امیری، مسعود سعیدی جم، دوره ۳۰، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: همهگیریها و مرگومیر ناشی از ویروسهای آنفلوانزا در سراسر جهان یک نگرانی مهم بهشمار میرود. استفاده از داروهای ضدویروسی مهارکنندۀ نورامینیداز (NA) مانند اوسلتامی ویر، روش مؤثر و ارزشمندی در درمان این ویروسها است، هرچند جهش در چند بخش از این ژن، موجب به وجود آمدن سویههای مقاوم به دارو میشود و افزایش روزافزون سویههای مقاوم به دارو یک مشکل جهانی است. یکی از شایعترین جهشهای مقاومت دارویی به اوسلتامی ویر، جهش جایگزینی اسید آمینۀ هیستیدین به تیروزین در موقعیت ۲۷۵ (H۲۷۵Y) در پروتئین نورامینیداز است. هدف این مطالعه شناسایی جهش H۲۷۵Y در ویروسهای آنفلوانزای A/H۱N۱ در گردش در استان همدان با استفاده از روش Real-time RT PCR بود.
مواد و روش ها: این مطالعه بهصورت مقطعی روی ۱۱۰ نمونه سواب مشکوک به ویروس آنفلوانزا جداشده بین سالهای ۱۳۹۵-۱۳۹۴ انجام شد. ابتدا RNA نمونهها استخراج گردید و سپس برای تعیین تایپ و سابتایپ ویروس آنفلوانزا، از روش Real-time RT PCR استفاده شد. پس از آن، نمونههای مثبت برای شناسایی جهش H۲۷۵Y با روش Real-time RT PCR ارزیابی گردیدند.
یافتهها: در این مطالعه از مجموع ۱۱۰ بیمار، ۵۰ (۴۵ درصد) نفر زن و ۶۰ (۵۵ درصد) نفر مرد بودند. میانگین سنی شرکتکنندگان در این پژوهش برابر با ۴۲/۲±۷۴/۴۰ سال بود. ویروس آنفلوانزا A/H۱N۱ در ۲۲ نفر (۲۰ درصد موارد) یافت شد، به این صورت که ۱۳ مورد (۷/۲۱ درصد) در مردان و ۹ مورد (۱۸ درصد) در زنان مشاهده گردید. در بررسی ارتباط میان جنس و ابتلا به ویروس آنفلوانزا، رابطۀ معنیداری دیده نشد (P=۰,۸۱)؛ همچنین باید اشاره کرد که از مجموع ۲۲ نمونۀ مثبت، در هیچکدام از موارد جهش مقاومت دارویی H۲۷۵Y مشاهده نگردید.
بحث و نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان داد که هیچ جهش مقاومت دارویی اتفاق نیفتاده است و همچنان داروی اوسلتامی ویر گزینۀ مناسبی برای درمان این ویروس در همدان است؛ اما با توجه به افزایش روزافزون سویههای مقاوم، بررسی سالیانۀ مقاومت به این دارو توصیه میگردد و به مطالعات بیشتری در این زمینه نیاز است.
ناهید ملکی، مرضیه نجار محی آبادی، سکینه صدیقی، دوره ۳۱، شماره ۵ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه: خودکارآمدی طی زایمان ارزیابی فرد از تواناییاش برای مقابله با استرس و اجرای رفتارهای ضروری، بهویژه در مقابله با درد زایمان است. زنانی که در بارداری از حمایت نزدیکان خود بهرهمند میشوند، احساس توانایی بیشتری دارند. دربارۀ پیامد مشارکت دادن همراه در آموزشهای حین بارداری و یا حضور آنان طی فرایند زایمان، یافتههای ضدونقیضی وجود دارد؛ بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش به همراه بر اساس نظریۀ بندورا بر خودکارآمدی مادر باردار طی زایمان انجام شد.
مواد و روشها: این کارآزمایی بالینی تصادفی در سال ۱۳۹۷ بر روی ۶۰ مادر باردار نخستزای مراجعهکننده به بیمارستان امالبنین مشهد انجام گردید که بهصورت در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی، در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. کلاس آمادگی زایمان برای گروه کنترل در ۸ جلسۀ ۹۰ دقیقهای، بهصورت شفاهی و عملی برگزار گردید. برای گروه مداخله علاوه بر این، جلسات آموزشی بر اساس نظریۀ بندورا، مشتمل بر دو جلسۀ مشترک برای همراه و مادر و دو جلسه بهتنهایی برای همراه برگزار شد. پیش و بلافاصله پس از پایان آموزش، پرسشنامۀ ویژگیهای دموگرافیک و خودکارآمدی زایمان (لوی، ۱۹۹۳)، از سوی دو گروه تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آزمونهای تی مستقل، آزمون تی زوجی، منویتنی و ویلکاکسون در نرمافزار SPSS vol,۱۶ تحلیل شد. سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتههای پژوهش: میانگین سن مادران گروه مداخله ۳/۸±۷/۲۶ و گروه کنترل ۹/۵±۳/۲۸ سال بود. نسبت همراه با مادر در بیشتر موارد، خواهر بود (۳/۷۳ درصد). پیش از مداخله، میانگین خودکارآمدی زایمان در گروه مداخله ۳/۲۲±۵/۸۲ و در گروه کنترل ۴/۳۲±۵/۸۷ بود (P=۰,۴۹۲، آزمون تی مستقل). پس از مداخله، میانگین خودکارآمدی زایمان در گروه مداخله ۵/۱۸±۴/۱۳۲ و در گروه کنترل برابر با ۴/۲۶±۲/۱۱۵ شد (P=۰,۰۰۶، آزمون منویتنی). خودکارآمدی زایمان پس از مداخله در مقایسه با قبل، در گروه مداخله ۳/۳۱±۹/۴۹ و در گروه کنترل ۵/۲۹±۷/۲۷ افزایش داشت (P=۰,۰۰۷، آزمون منویتنی). در مقایسۀ درونگروهی، در گروه مداخله تفاوت پس با پیش از مداخله، معنیدار بود (۰,۰۰۱>P، آزمون ویلکاکسون)؛ همچنین در گروه کنترل تفاوت پس با پیش از مداخله معنیدار بود (۰,۰۰۱>P، آزمون تی زوجی).
بحث و نتیجهگیری: آموزش به همراه بر اساس نظریۀ بندورا بر خودکارآمدی مادر باردار در زایمان تأثیر دارد. استفاده از آن بهعنوان یک روش آموزشی بهمنظور آمادگی برای زایمان پیشنهاد میگردد.
|
|